بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
384
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
كه در ظلمتآباد قيامت بايشان اعطا نموده بقول خود كه نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ . و بعد از ذكر مؤمنين و مؤمنات بيان منافقين و منافقات مىكند و ميفرمايد كه : يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ ياد كن روزى را كه گويند مردان منافق و زنان منافقه لِلَّذِينَ آمَنُوا مر آن جماعتى را كه در دنيا ايمان آورده بودند انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ نظر كنيد بسوى ما و بعضى انظروا را بفتح همزه قطع و كسر ظا خواندهاند مشتق از انظار بمعنى انتظار و چون مؤمنين بسرعت تمام به طرف جنت روند منافقين و منافقات بايشان گويند كه انتظار كشيد تا آنكه اقتباس كنيم و بگيريم روشنيى از نور شما و چون منافقان طلب اقتباس نور از مؤمنين كنند « قيل » گفته شود مر ايشان را يعنى مؤمنين يا ملائكه بطريق استهزاء بايشان گويند كه ارْجِعُوا وَراءَكُمْ برگرديد به عقب خود يعنى برگرديد بسوى دنيا فَالْتَمِسُوا نُوراً پس بخواهيد روشنى را به تحصيل معارف الهيه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه و ايشان رجوع به عقب خود كنند فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ پس زده شود ميان ايشان و ميان مؤمنين ديوارى كه لَهُ بابٌ باشد مر آن ديوار را درى تا مؤمنينى كه بعد از مؤمنين سابق ميايند از آن در در بهشت در آيند زيرا كه مراتب مؤمنين متفاوتست بعضى سابقيناند و بعضى لاحقين باطِنُهُ اندرون آن سور يا اندرون آن باب كه مكان مؤمنين است فِيهِ الرَّحْمَةُ در آن رحمتست به جهت آنكه آن قريب بجنت است وَ ظاهِرُهُ و خارج آن كه جاى منافقان و منافقات است مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ از جهت آن عذاب است بواسطه آنكه آن نزديك آتش دوزخ است و منافقان چون باز پس نگرند و خود را در عذاب ببينند يُنادُونَهُمْ بخوانند مؤمنان را در وراى سور أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ آيا نبوديم ما با شما در دنيا كه اطاعت ميكرديم قالُوا بَلى گويند مؤمنان كه آرى در ظاهر با ما بوديد وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ و ليكن شما در محنت و هلاك افكنديد نفسهاى